مجتمع آموزشی و پرورشی نور
تلفیقی از ایده ها،امکانات و منابع انسانی
 
 
  http://bayanbox.ir/id/5333473650166992115 بر روی آدرس کلیک کنید تا در کامپیوتر شما ذخیره شده و با برنامه  adobe readerآنرا مشاهده کنید 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


http://bayanbox.ir/id/678263777466823601    بر روی آدرس کلیک کنید تا در کامپیوتر شما ذخیره شده و با برنامه  adobe readerآنرا مشاهده کنید 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : دبیرستان نور 2
  http://bayanbox.ir/id/5828145716064091504  بر روی آدرس کلیک کنید تا در کامپیوتر شما ذخیره شده و با برنامه  adobe readerآنرا مشاهده کنید 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


http://bayanbox.ir/id/7313173616627430879   بر روی آدرس کلیک کنید تا در کامپیوتر شما ذخیره شده و با برنامه  adobe readerآنرا مشاهده کنید 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


http://bayanbox.ir/id/5730929468081053968  بر روی آدرس کلیک کنید تا در کامپیوتر شما ذخیره شده و با برنامه  adobe readerآنرا مشاهده کنید 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهار دانشجو و استاد زرنگ

چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی وخوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند

روز امتحان به فکر چاره افتادند وحقه ای سوارکردند به این صورت که سر و رو شون رو کثیف کردند ومقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند
سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودندویک راست به پیش استاد رفتند
:
مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند

که دیشب به یک مراسم عروسی خارج ازشهر رفته بودندو در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچرمیشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش واین بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این ۴ نفرازطرف استاد برگزار بشه،آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کننداستاد عنوان می کنه بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس بنشینند و امتحان بدن که آنها به خاطر داشتن وقت کافی وآمادگی لازم باکمال میل قبول می کنندامتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود
نام                  نام خانوادگی؟                              ۲  نمره -1               
کدام لاستیک پنچر شده بود؟                             ۱۸  نمره -2

الف) لاستیک سمت راست جلو

ب) لاستیک سمت چپ جلو 

ج) لاستیک سمت راست عقب

د) لاستیک سمت چپ عقب





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 بهمن 1391 :: نویسنده : دبیرستان نور 2

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند.

همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند؟؟

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید...

من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم...

 نتیجه اخلاقی داستان:

کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجهه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد...





نوع مطلب : دبیرستان نور 2، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیری برای جمعی سخن میراند.

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید

او لبخندی زد و گفت:

وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،

پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.

این هم بر ای کسانی که امتحانات نوبت اول رو خراب کردند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 بهمن 1391 :: نویسنده : دبیرستان نور 2

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تورا برای مردگان ما نازل کرده است .

 

 
 
قرآن ! من شرمنده توام اگر تورا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام.یکی ذوق می کند که تورا بر روی برنج نوشته ،‌ یکی ذوق میکند که تورا فرش کرده ، ‌یکی ذوق می کند که تورا با طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که تورا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا تورا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تورا می شنوند ،‌ آن چنان به 
پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند ! … اگر چند آیه از 
تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس 
است …

قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، 
خواندن تو از آخر به اول ، ‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری ؟ ای کاش آنانکه ترا حفظ 
کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل 
شده است
آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم 
.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست 
دکتر علی شریعتی
 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 بهمن 1391 :: نویسنده : دبیرستان نور 2

در یک روز شکرگزاری، سردبیر روزنامه‌ای در مورد معلم مدرسه‌ای نوشت که از دانش‌آموزان خود در کلاس اول، خواسته بود تا تصویر چیزهایی که آنها را خوشحال و ممنون می‌کند، رسم کنند. خانم معلم عقیده داشت که این بچه‌های محله‌های فقیرنشین، برای خوشحالی و تشکر از نعمت‌های خداوند، خیلی کوچک و فقیر بودند و از چیزهای بسیار کوچکی شاد و خرسند می‌شوند. اما می‌دانست که اغلب آنها، بوقلمون و یا میز پر از غذا، نقاشی خواهند کرد.

با دیدن نقاشی "داگلاس"ة که دستی را به طرز بچه‌گانه‌ای کشیده بود، خانم معلم بسیار متعجب شده و یکه خورد.

اما این دست چه کسی بود؟ تمامی کلای، مجذوب این نقاشی که بازتابی معنوی داشت، شده بود. یکی از بچه‌ها گفت: من فکر می‌کنم این دست، دست خداست که برای ما غذا می‌آورد.

دیگری گفت: دست یک مزرعه‌دار است زیرا او بوقلمون پرورش می‌دهد. در حالی که همه تحت تأثیر آن نقاشی قرار گرفته و راجع به آن نظر می‌دادند، معلم به طرف نیمکت "داگلاس" خم شده و پرسید: "داگلاس" این دست کیست؟

"داگلاس" به آرامی و زیر لب گفت: این دست شماست خانم معلم.

معلم بخاطر آورد که اغلب در زنگ‌های تفریح، "داگلاس" آن پسربچه‌ی ریزنقس و بینوا و بی‌کس را را بغل کرده و با دست نوازش می‌کرد. و با دیگر بچه‌ها نیز چنین برخوردی داشت، اما این رفتار او برای "داگلاس" ارزش خاصی داشته است.

گاهی اوقات، شانس‌ها و فرصت‌های کوچکی که به هر طریقی به دیگران، در زندگی می‌دهیم، در نزد خداوند، نسبت به بخشش‌های مادی، ارزش و اعتبار بیشتری دارد.

"از کتاب سوپ جوجه برای تقویت روح"





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



شش راه برای اینکه مثل آب خوردن از پس درس هایتان برآئید

یادتان می آید که چطور یاد گرفتید دوچرخه سواری کنید حتماً یکی از بزرگترهایتان راه و روش دوچرخه سواری کردن را به شما یاد داد. شما هم مدتی تمرین کردید تا خوب یاد بگیرید. درس خواندن هم مثل دوچرخه سواری یک مهارت است. یعنی این که می شود بهترین روش درس خواندن را یاد گرفت، تمرین کرد و بعد نتایج عالی گرفت. مهارت درس خواندن به شما کمک می کند که مطالب درسی را سریع تر یاد بگیرید و در کلاس، دانش آموز فعالی باشید، بچه هایی که در دوره راهنمایی و دبیرستان درس می خوانند با به کارگیری این اصول راحت تر از پس درس ها برمی آیند. حالااین شما و این هم شش گام برای مطالعه مؤثر دروس:

حواس پرتی سر کلاس ممنوع
آیا می دانید قبل از این که شما در خانه شروع به درس خواندن کنید فرآیند یادگیری شروع می شود؟ زمانی که سر کلاس نشسته اید و به حرف های معلم تان گوش می دهید، مانند زمانی که در خانه درس می خوانید مفید است. در کلاس ، خوب گوش دادن و نکات مهم را یادداشت کردن، نقطه آغاز یادگیری است.
سعی کنید جایی بنشینید تا تخته را خوب ببینید، صدای معلم را خوب بشنوید و از همه مهمتر، بغل دستی پرحرفی نداشته باشید!

نکات مهم را یادداشت کنید
وقتی معلم، سر کلاس درس را توضیح می دهد، نکات مهم و کلیدی را در دفترتان یادداشت کنید. مخصوصاً مطالبی را که معلم روی تخته می نویسد. سعی کنید طوری بنویسید که بعداً بتوانید خط خودتان را بخوانید! بهتر است برای هر درس پوشه ای تهیه کنید و خلاصه برداری ها، پلی کپی های تمرین و سؤالات امتحانات را برحسب فصل های کتاب در آن طبقه بندی کنید.

از قبل برنامه ریزی کنید
درس خواندن برای امتحان شنبه را از کی شروع می کنید؟ جمعه شب این طوری هم دچار اضطراب زیادی می شوید و هم به احتمال زیاد نمره خوبی نمی گیرید. برای این که درس خواندن را مرتب پشت گوش نیندازید و به اصطلاح دانش آموز شب امتحانی نباشید، بهتر است یک تقویم کوچک برای خودتان تهیه کنید. تاریخ تمام امتحان ها یا تاریخ تحویل پروژه ها به معلم تان را در آن یادداشت کنید. حالاسعی کنید یک برنامه ریزی زمانی مناسب انجام دهید و مشخص کنید برای هر امتحان از چند روز قبل باید شروع به درس خواندن کنید. اگر نمی توانید این کار را به تنهایی انجام دهید از پدر و مادرتان کمک بگیرید.

تقسیم بندی کنید
وقتی از بخش زیادی از کتاب امتحان دارید و باید مطالب زیادی را یاد بگیرید، بهتر است به جای وحشت کردن از حجم مطالب، آنها را به قسمت های کوچکتر تقسیم کنید. مثلاً اگر برای درس زبان باید معنی ۲۰ لغت را حفظ کنید، آنها را به گروه های چهار تایی تقسیم کنید و هر شب یک گروه (۴ لغت) حفظ کنید. بعد از پنج روز، همه ۲۰ لغت را حفظ خواهید کرد، و یا از روش تمرین و تکرار لایتنر استفاده کنید.
همیشه وقت برای دوره کردن کنار بگذارید. هرچه بیشتر مطالب را مرور کنید، بهتر و مدت بیشتری در ذهن تان باقی می ماند. گاهی اوقات هم استفاده از چند کلک کوچک برای حفظ کردن مطالب کارساز است. مثلاً اگر باید چند اسم را به ترتیب حفظ کنید (مثل نام سیاره ها) می توانید حرف اول هر کدام را به هم بچسبانید و یک کلمه جدید درست کنید. حالابا یادآوری آن کلمه جدید می توانید آن گروه اسم ها را به راحتی به خاطر بیاورید. حتماً شنیده اید که می گویند کار امروز را به فردا مینداز. شما هم درس خواندن را فقط به شب امتحان موکول نکنید. هر شب چند درس را مرور کنید. اگر درس ها حفظی هستند خلاصه برداری ها را مرور کنید و اگر مثل ریاضی، مسأله ای هستند، هر شب یکی دو تا تمرین برای یادآوری حل کنید. وقتی ذهن تان خسته می شود، نمی توانید به خوبی تمرکز کنید. پس هر ۴۵ دقیقه یک بار استراحت کوچکی داشته باشید.

رفع اشکال
وقتی مطلبی را به خوبی یاد نگرفته اید، نمی توانید آن را برای امتحان، خوب حفظ کنید. سعی کنید درس ها را به جای این که طوطی وار بخوانید، خوب درک کنید. این طوری حفظ کردن آنها یا حل کردن مسائل خیلی راحت تر می شود. پس اگر احساس می کنید چیزی را خوب متوجه نشدید حتماً درباره آن از معلم تان سؤال کنید.

خوب بخوابید
شب امتحان است، شما هم همه مطالب را خوانده اید ولی احساس می کنید هیچی یادتان نمی آید. حتی نمی دانید دو دو تا چند تا می شود! نترسید مغز شما برای آن که تمام اطلاعاتی را که در طول روز دریافت کرده تحلیل کند احتیاج به زمان دارد. پس شب امتحان کمی زودتر به رختخواب بروید و خوب استراحت کنید. فردا صبح خواهید دید که همه چیز را به خوبی به خاطر می آورید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


با روش های زیر شادتر زندگی کنید

 

در هر فصل و هوایی اعم از بارانی، آفتابی یا برفی، سعی کنید با طبیعت ارتباط برقرار کنید. این کار را می توانید با پیاده روی در طبیعت یا نوشیدن چای در حیاط منزل محقق کنید.

 

در این روزها مشغله کاری به قدری زیاد است که ممکن است برای انجام کارهای شخصی فرصت کافی نداشته باشید، چه برسد به این که بخواهید تغییرات عمده ای در شیوه زندگی خود اتخاذ کنید.بنابراین بهتر است ابتدا گام های کوچکی بردارید تا با مشاهده نتایج یک ،دو تغییر کوچک به ایجاد تغییرات بزرگ تر امیدوار شوید.در این مطلب به چند راهکار اشاره شده است که از طریق آن می توانید تغییراتی را در زندگی خود ایجاد کنید که شادی و نشاط شما را به همراه بیاورد.

 

قبض ها را سریع پرداخت کنید

عقب انداختن پرداخت قبض فقط مشغله ذهنی شما را بیشتر می کند. با پرداخت قبض در فرصت اولیه هم فکرتان آزاد می شود و هم می توانید برای پول باقی مانده برنامه ریزی کنید.

 

برای خود وقت مناسب اختصاص دهید

همان گونه که باتری هر نوع وسیله ای به شارژ مجدد نیاز دارد، ما انسان ها نیز نیاز به استراحت و فعالیت هایی داریم که انرژی مان را تامین کند. در این زمینه به پیاده روی، ورزش، حمام آب گرم و ... بپردازید.

 

طبیعت گردی

در هر فصل و هوایی اعم از بارانی، آفتابی یا برفی، سعی کنید با طبیعت ارتباط برقرار کنید. این کار را می توانید با پیاده روی در طبیعت یا نوشیدن چای در حیاط منزل محقق کنید. این کار حتی اگر کوتاه مدت باشد باعث افزایش احساس نشاط و انرژی در شما می شود.

 

موفقیت های خود را جشن بگیرید

گاهی مشغله های کاری اجازه نمی دهد که از کسب موفقیت لذت ببرید اما باید از موفقیت های خود هر چند کوچک لذت ببرید.

 

سطل آشغال را خالی کنید

با خالی کردن سطل آشغال و نظافت منزل احساس سبکی پیدا می کنید.

 

استفاده از خودروی دوستان یا وسایل نقلیه عمومی

به جای این که از خودروی شخصی برای رفتن به محل کار استفاده کنید با همکاران قرار بگذارید تا از خودروی یک نفر استفاده کنید و یا با وسایل نقلیه عمومی به محل کار بروید.

 

پرداخت نقدی

همراه داشتن کمی پول نقد در هنگام خرید به شما کمک می کند که حساب شده پول خرج کنید. بنابراین بعضی مواقع قبل از خرید، پولی را که نیاز دارید به همراه داشته باشید این امر مانع از پول خرج کردن غیرضروری شمامی شود.

 

به سفر بروید

برای مسافرت کردن پس انداز کنید نتایج بررسی ها نشان می دهد، مسافرت به مدت ۲ هفته برای رفع خستگی ضروری است. سعی کنید این تعطیلات را در فضای آزاد و طبیعت بگذرانید تا خطر حمله بیماری قلبی عروقی کاهش پیدا کند.

 

لباس ها را در هوای آزاد آویزان کنید

آویزان کردن لباس ها در هوای آزاد باعث می شود رطوبت لباس ها کاملا خشک شود و میکروب ها از بین برود.

 

زمان صرف غذا وسایل الکترونیکی را قطع کنید

هنگام صرف غذا به صورت دسته جمعی، از اعضای خانواده بخواهید تلفن ها را خاموش کنند.

 

یک هدف مالی را روی کاغذ بنویسید

یک هدف مالی را مشخص کنید و به صورت نوشته آن را تایید کنید به عنوان مثال، «پرداختن وام به پایان رسیده»، این تاییدیه را روی یخچال بچسبانید تا همیشه جلوی چشم شما باشد. این کار به شما کمک می کند تا در آینده این امر را به واقعیت تبدیل کنید

                  معاونت پرورشی دبیرستان نور2





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



چگونه پیشنهاد ازدواج دهیم ؟

پیشنهاد ازدواج دادن بی شك یكی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد كه تا به حال برداشته اید. شما خواهان آن هـستـید كه در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو پیش رود و از آن مهمتر كه میخواهید پاسخ وی مثبت بـاشـد! ایـن نكـات را هــنگام دادن پیشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد

- مطمئن گردید كه فرد مناسبی را برگزیده اید:: واضح است نه! امــا حـقـیقت امر آن است كه ازدواج چیزی نیست كه بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای آنــی وارد آن گردید. ممكن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنكه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد  فردی كه میخواهید با وی ازدواج كنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.

 

2- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید: پیـش از آنـكه پیـشنهاد ازدواج دهید درباره آن كه در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتــی اهداف 50 سال آینده خود با یكدیگر صحبت كنید. هر چه بیشتر بــا یـكدیگر در مــورد آن چـه بــرای شـما حائز اهمیت میباشد گفتگو كنید بیشتر متوجه آن میگردید كه آیا با یكدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد كــه مخارج خود را تامین كنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید.

3- از پدر و مادر وی اجازه بگیریـد: شـما ابـتـدا باید بدانید كه آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت كرده و اجازه بخواهید، آنها را خوشنود میسازد یا خیر. ایـن نـكته شـایـد عـجیـب بـــنظر آید اما شما كه نمی خـواهید پـدر زن و مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنكه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.

4- بطریقی پیشنهاد بدهید كه خوشایند وی باشد: به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یك هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـطریقـی طـرح ریزی كنید كه باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومـانتـیـك اسـت و یـا اهـل تـفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستـگـاری كنـیـد و یا روی دیــوار درخـواست خود را بنوسید؟


5- در باره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید: بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت كننده تر از یك هدیه غیر منتظره و غافلگیر كننده حلقه برلیان نمی بـاشد. امـا اگـر تـوان مالی شما اجازه این كار را به شما نمیدهد، برای یك حلقه مناسب بودجه شما كفایت میكند. اما حتما پیش از آنكه حلقه را خریداری كنید از نوع سلیـقه وی اطلاع یابـید. ایـن كار را میتوانید با سوال كردن از دوستان و یا خانواده وی و یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی كه وی استفاده می كند انجام دهید. اما بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید.

 

 6- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت میباشد: هنگامیكه پیشنهاد ازدواج میدهید، بـاید مطمئن باشید كه پاسخ وی "بله" خواهد بود. شما میباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه كافی صحبت كرده و كــامـــلا از آن چه طرف مقابل از یك شریك زندگی بلند مدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است كه میخواهید پیشنهاد ازدواج شــما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این كار بزنید.


7- افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید: شـما مـمكن اسـت وسوسه شوید كه قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید. امـا عـاقلانه تر آن است كه این خبر را تنها با یكی دو تا ازدوستان و یا نزدیكان صمیـمــی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید كه رازدار و محرم اسرار شما میباشند.

 

8- پیشنهاد خود را از حفظ نكنید: صرفنـظر از آنـكه كـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید آن با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبـت بـه وی هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهایی كه میخواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما دقیقا آنها را از بر نكنید. در آن لحظه به وی بگویید كه چرا وی یـك فرد استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن میباشید كه باقی عمر خود را با وی سپری كنید. بـایـد جملات شما از دلتان برآید او میخواهد با یك مرد ازدواج كند و نه یك ربات!

 

9- مكان و زمان مناسب را بیابید: مكانی كـه پیـشـنهاد ازدواج مـی دهـید می تواند: رسـتوران، پارك، سینما و یا لب دریا باشد.اما بهتر است مكانی انتخاب گردد كــه بــرای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاكتور زمان نیز بسیار مهم می بـاشــد اگر وی شرایط سختی را سپری می كند، اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود میباشد و یا آنكه از دست كسی عصبـانـی اسـت، زمان مناسبی برای این كار نمیباشد.

 

10- او را دستپاچه نكنید: شما ممكن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی حد شما كار دستتان ندهد. اگر وی شخص درونگرا بوده و از آن كه مـركز تـوجـه دیـگـران واقع گردید بیزار میباشد، بهتر است این كار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید.

 

11- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ریزی ها، امكان دارد امور دقیقا آن طوری كه شما و یا وی تصور میكردید پیـش نرود. خود را برای واكنشهای احتمالی آماده كنید.او مـمكن است دستپـاچـه شـده و یا هیجان زده گـردد و یـا آن كه كاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند. وی ممكن است بگوید: "بله-خیـر" و یــا "شاید". شمـا مـمكن است تصور كنید وی را كاملا می شناسید امـا از پـیـش داوری و آنكه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز كنید چون ممكن است مایوس گردید.

 

12- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید: هـمـواره احـتـمال آن كـه وی "نه"بگوید وجود دارد. اما دلسرد نشوید با او صحبت كنید و علت عــدم آمـادگـی وی را جـویا گردید. وی ممكن است تـنـها بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد و یا آن كـه اصلا وی دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آنكه پس از ازدواج.

 

13- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید: زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنایی خـود بـا وی پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت كـه شـمـا بـــرای مــدتــی كافی به یكدیگر متعهد شده باشید. همچنین زیاد وقت را تلف نكنید شجاع باشید و حـرف دلتان را بزنید. اگر هم خیلی هم كمرو می باشید، می تـوانـید پیــشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال كنید .

             معاونت پرورشی دبیرستان نور2





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1 بهمن 1391 :: نویسنده : دبیرستان نور 2
مار را چگونه باید نوشت؟

روستایی بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بی سوادی در آن سكونت داشتند. مردی
شیاد از ساده لوحی آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعی حكومت می كرد. برحسب
اتفاق گذر یك معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلكاری های شیاد شد و او را
نصیحت كرد كه از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می كند. اما مرد شیاد
نپذیرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فریبكاری های شیاد سخن گفت و
نسبت به حقه های او هشدار داد. بعد از كلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این
شد كه فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود كدامیك
باسواد و كدامیك بی سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد
آمده بودند تا ببینند آخر كار، چه می شود.
شیاد به معلم گفت: بنویس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شیاد كه رسید شكل مار را روی خاك كشید.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت كنید كدامیك از اینها مار است؟
مردم كه سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شكل مار را شناختند و به
جان معلم افتادند تا می توانستند او را كتك زدند و از روستا بیرون راندند...

              پس بایدگفت: (خلایق آنچه لایق)

           ***معاونتپرورشیدبیرستاننوردو***





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوع انشا : روز 13 امسال را چگونه در کردید ؟

امسال سال نو خیلی مبارک بود زیرا در امسال پدرم ما را به شمـــال برده است !
این بهترین مسافرتی است که پدرم ما را آورده است چـــون قبل از این هیـــچوقت
ما را به مسافرت نبرده بود ! در راه شمال به ما خیـــلی خوش گذشــــــت ! ما در
راه خیلی چپ کردیم ! پدرم میگفت من میپیچم ولی نمیدانم چرا جــاده نمیپیچه!
خواهرم یک بار دستش را از پنجره ماشین بیرون آورد تا پوست تخمـه اش را بریزد
و یک ترانزیت از کنار ماشین ما رد شد و دست خواهرم از بازو کنده شـــــــــد و ما
خیلی خندیدیم ! ما برای ناهار به اکبر جوجه رفتیم ! البته من خود اکـــــــــبر آقا را
ندیدم ولـــــــــــی پدرم که او را دیده است میگوید خیلی جوجه اسـت ! من خیلی
نوشــــــــابه خوردم و پدرم یک گوشه نگه داشت تا من با خیال راحت ب.ر.ی.ن.م.به
طبیعت ! در جاده خیلی برف آمده بود و ما برف بازی کردیم ! مـــــن با گوله برف به
پس کــــله پدرم زدم و او عصبانی شد و دست من را لای در ماشین گذاشـت و در
ماشین را محکم بست !
ما به متل قو رفتیم و سر یک میز نشستیم و پدرم قیلـون و چایی ســـفارش داد .
پدرم خیلی قشنگ قیلون میکشد . پدرم حتی در متل قـو هم از رژیمش دست بر
نمیدارد  و یــــــک پارچ آب سفارش میدهد ! پدرم عادت دارد نوشابه را با آب قاطی میکند !
کنار ما چند تا جوان نشسته اند و آواز میخوانند :
میخوام برم زن بگیرم ! پولامو بدم ... بگیرم ! گوجه بدم رب بگیرم و …
پدرم با این شعر خیلی حال میکند ولی مادرم عصبانی میـشود و با پارچ آب پدرم
به صورت من میکوبد ! ما ۱۳ را در همانجا در کردیم البته پـدرم خیلی بیشتر از ما
  ولی به هر حال به ما خیلی خوش گذشت و من خیلی کتک خوردم …

                        حوزه معاونت های:


معاونت پرورشی،آموزشی،                              معاونت سیاسی،اجتماعی،

معاونت تاریخی،جغرافیایی،                              معاونت دینی وزندگی،

معاونت مشاوره ای،تحصیلی(بهداشت رفتار)         معاونت آمار،ریاضیات،جبر،هندسه واحتمالات،

معاونت حساب دیفرانسیل،                              معاونت ادبیات عرب وعجم،

معاونت بهداشت محیط وزیست شناسی،            معاونت فارسی،انگلیسی وترکی
                         
                            دبیرستان نور2

 










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 9 )    ...   5   6   7   8   9   
درباره وبلاگ


تغییر ثابت ترین واژه است

مشارکت راه را کوتاه خواهد کرد

دست محبت الهی برسرجماعت است

مدیر وبلاگ : مجتمع آموزشی پرورشی نور
نظرسنجی
آیا شما با ایجاد و توسعه مجتمع های آموزشی شهری موافقید؟







آیا شما با ایجاد و توسعه مجتمع های آموزشی شهری موافقید؟







آیا شما با ایجاد و توسعه مجتمع های آموزشی شهری موافقید؟







آیا شما با ایجاد و توسعه مجتمع های آموزشی شهری موافقید؟







آیا شما با ایجاد و توسعه مجتمع های آموزشی شهری موافقید؟







آیا شما با ایجاد و توسعه مجتمع های آموزشی شهری موافقید؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو